سيد محمد على ايازى
347
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
متشابه باشد ، آن كلام و عمل ، شبههانگيز مىشود . حال اگر كسى آنها را بر وجه صحيحى حمل كند ، به طورى كه منشأ شكّ و شبهه را از آنها بزُدايد ، آنها را تأويل كرده است . مثلًا اعمال خضر عليه السلام براى موسى عليه السلام شبههانگيز بود . لذا توجيه و بيان علّتى كه خضر براى اعمالش مطرح كرد و شكّ و شبهه را از ذهن موسى زدود ، تأويل اعمالش به شمار مىآيد . 2 . معناى دوم براى كلام كه در طول معناى اوّل قرار دارد ، آن است كه از آن به بَطن تعبير مىشود . « 1 » البته معناى دوم تأويل ، شامل همهء آيات قرآن مىشود . مرحوم معرفت ، مراد از بطن را معناى كلّى هر آيه مىداند كه شامل همهء زمانها و همهء مكلّفان مىشود . « 2 » نگارندهء پاياننامه ، بعد از طرح نظريات ياد شده ، چنين جمعبندى مىكند : « نتيجه اين كه در بين معانى اصطلاحى كه براى تأويل بيان گرديده ، آنچه مشتركِ بين تمام معانى است ، معناى خلاف ظاهر آيه است . در عرف عامّه نيز اكثراً اين معنا از تأويل ، مطرح است ، چنان كه وقتى مىگوييم تأويل آيه اين است ، همگان ، منتظر شنيدنِ معنايى خلاف ظاهر آيه هستند . به همين جهت ، در انتخاب نمونههاى احاديث ائمّه در تأويل آيات قرآنى كه در كافى وارد شده است ، اين معنا از تأويل ، منظورِ نظر قرار گرفته ، به همراه موارد ديگرى كه از ائمّه عليهم السلام رسيده است » . رابطهء بين تفسير و تأويل نگارنده ، پس از بيان مطالب مربوط به معناى لغوى و اصطلاحى تفسير و تأويل ، ذيل عنوان ياد شده ، به بحث مهم رابطهء بين تفسير و تأويل مىپردازد . ايشان ، بيان مىكند كه نظرياتِ متفاوت عرضه شده در تبيين رابطهء ياد شده ، در سه گروه اصلى ، قابل دستهبندى است : 1 . ترادف ، 2 . عموم و خصوص ، 3 . تباين .
--> ( 1 ) . التمهيد فى علوم القرآن ، ج 3 ، ص 28 - 30 . ( 2 ) . ر . ك : روشهاى تأويل قرآن ، ص 50 و 51 .